حسين بن حسن خوارزمي
507
شرح فصوص الحكم
و احياء هنوز متحقّق نى ، چنان كه جبرئيل متمثّل در صورت بشر بود و نفخ حاصل نى . بعد از آن نفخ كرد ، « 53 » لا جرم حاصل شد فصل در ميان صورت و نفخ به اينكه صورت موجود بود و نفخ نى . پس اگر نفخ حاصل از صورت باشد ، فما هو [ النفخ ] من حدها الذاتي . پس نفخ از حدود ذاتيهء صورت و از اجزاى او نباشد ، از براى تحقّق صورت پيش از وجود نفخ . و همچنين صورت عيسويه نيز از حدود ذاتيه « 54 » نيست مر هويت الهيه را ، از براى تحقق هويت نفس پيش از وجود اين صورت . و احياء نيز از ذاتيات صورت عيسويه نيست از براى تحقّق آن صورت با وجود عدم احياء . فوقع الخلاف بين أهل الملل في عيسى ما هو ؟ فمن ناظر فيه من حيث صورته الانسانية البشرية فيقول هو ابن مريم ، و من ناظر فيه من حيث الصورة الممثلة البشرية فينسبه لجبريل ، و من ناظر فيه من حيث ما ظهر عنه من إحياء الموتى فينسبه إلى الله بالروحية ، فيقول روح الله ، أي به ظهرت الحياة فيمن نفخ فيه . فتارة يكون الحق فيه متوهّما - اسم مفعول - و تارة يكون الملك فيه متوهما ، و تارة تكون البشرية الانسانية فيه متوهمة : فيكون عند كل ناظر بحسب ما يغلب عليه . فهو كلمة الله و هو روح الله و هو عبد الله . [ 208 - ر ] ) * پس از روى اختلاف نظر در شأن عيسى - عليه السّلام - خلاف در ميان اهل ملل واقع شد ، لا جرم بعضى نظر در وى از حيثيت صورت انسانيهء بشريه كردند ، و او را ابن مريم خواندند . و بعضى نظر در وى از روى صورت ممثلهء بشريه كردند ، پس او را نسبت به جبرئيل كردند . « 55 » و بعضى از حيثيت آن چه از او به ظهور آمد از احياء موتى ، نظر در وى « 56 » انداختند ، پس او را نسبت به خداى كردند به روحيّت ، و روح الله گفتند . يعنى به وى ظاهر شد حيات در هر كه نفخ كرده شد . پس گاهى در وى حق متوهّم مىگردد و گاهى ملك و گاهى بشر ، لا جرم هر ناظرى بر او نامى ديگر نهد ، و هر مشاهدى
--> « 53 » قا : بعد از نفخ كرد . « 54 » پا : « صورت و از اجزاى . . . ذاتيه » نبود . « 55 » پا : « و بعضى . . . كردند » نبود . « 56 » پا : بر وى .